به گزارش خبرگزاري فوتبال ايران، غازي الغرايوي از ديروز تمرينات اين تيم را برعهده گرفت و كار بسيار سختي را در پيش دارد. در حالي غازي تمرينات عجمان را در دست گرفته كه جواد كاظميان به دليل بيماري غايب تمرينات عجمان است. عجمان در حال حاضر بدون امتياز در قعر جدول دروازه تيمي امارات قرار دارد.اين مربي تونسي در اولين اظهارنظر درباره تيم عجمان عنوان كرد: «كار بسيار سختي پيشرو دارم و قرار نيست در اين تيم معجزه كنم.»
سايت گل- در هفته پنجم ليگ امارات تيم عجمان متحمل پنجمين شکست پياپي خود شد تا مديران اين باشگاه فکري به حال کادر فني خود بکنند. تيم عجمان در هفته پنجم در خانه مغلوب تيم بني ياس شد و يک باخت 4-2 را تجربه کرد. در اين بازي حواد کاظميان به دليل بيماري از ابتدا در ترکيب حضور نداشت و در نيمه دوم به بازي امد.
کاظميان مدتي قبل نيز در تمرينات حضور نداشت که علت ان مصدوميت عنوان شده بود، اما اين بازيکن در مصاحبه اي علت غيبت خود را مسائل مالي عنوان کرد. با اين حال معلوم نيست که نيمکت نشيني امروز نيز به دليل بيماري بوده است يا مشکلات مالي. عجمان با اين شکست در قعر جدول رده بندي ليگ امارات باقي ماند.
پول؛ این تنها دلیلی است که اوضاع آرام جواد کاظمیان در عجمان را کمی توفانی کرده. مسائل برای او طوری دست به دست هم داده تا در آخرین بازی عجمان وقتی گل میزند به سمت نیمکت میرود و به مربی خود اعتراض میکند! زیماریو سرمربی برزیلی که سابقا در تیم الوصل با ایمان مبعلی کار کرده بود، حالا به شکل عجیبی به ستاره تیمش کمتر بازی میدهد. جواد که در دیدار سه هفته پیش در بازی الوحده حاضر نشد، هفته قبل در جام حذفی مقابل بن یاس در 10 دقیقه پایانی به زمین بازی رفت که پنالتی گرفت و گل زد. او به دلیل عدم دریافت پول قراردادش از عجمان کمی عصبی به نظر میرسيد. با اینهمه تمایلی نداشت اتفاق بازی با الوحده را دوباره تکرار کند. جواد که انتظار داشت برای بازی این هفته مقابل العین از ابتدا فیکس باشد دوباره روی نیمكت نشست و در نیمه دوم به زمین بازی رفت. موضوعی که اعصابش را بدجور بههم ریخت. او پس از گلی که در دقیقه 80 زد اشاره اعتراضآميزی به زيماريو داشت که بابت این حرکت جريمه مالي خواهد شد. مهندس خليفه الجراح يکي از مديران باشگاه عجمان در این باره میگوید: «کاظميان يکي از بازيکنان با ارزش و با اخلاق تيم است ولی همه بازيکنان بايد تابع تصميمهاي سرمربي خود بوده و در اين زمينه اخلاق را رعايت كنند.»
سلام چطورین ؟
خیلی دلم واستون تنگ شده بود
چقدر بده که ادم نتونه بیاد نت من یکی داشتم دق میکردم
۲۰مهر ولنت عشق من برای جواد بود
اما نشد که بیام
از تو متشـکرم گل من
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
مدتهاست کت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه صداي قلبم را شنيدي .
" از تو متشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکرم گل من "
بای....
شايد از اول هم نـبوده اي !
اما من هنوز برايت مي نويسم
ديگر چه فرقي مي کند
که تو باشي يا نباشي
من با تو زندگي مي کنم ...
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاري ست .
چگونه عکس تو در برق شيشه ها پيداست .
چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است .
تو نيستي که ببيني چگونه پيچيده ست
طنين شعر نگاه تو در ترانه من .
تو نيستي که ببيني چگونه مي گردد
نسيم روح تو در باغ بي جوانه من .
چه نيمه شب ها کز پاره اي ابر سپيد
به روي لوح سپهر
تو را چنان که دلم خواسته ست ساخته ام
تو نيستي که ببيني چگونه با ديوار
به مهرباني يک دوست از تو سخن ميگوم.
تو نيستي که ببيني چگونه از ديوار
جواب ميشنوم !
تو نيستي که ببيني دل رميده من
به جز تو ياد همه چيز را رها کرده ست !
غروب هاي غريب در اين رواق نياز
پرنده ساکت و غمگين
ستاره بيمار است .
دوچشم خسته من در اين اميد عبث
دو شمع سوخته هميشه بيدار است ....
تو نيستي که ببيني !
میخوام بگم دوستت دارم ولی روم نمیشه
این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه
میخوام بگم دوست دارم میخوام که با تو بمونم
شعرای عاشقونمو فقط واسه تو بخونم
میخوام بگم دوست دارم هر جا باشی هرجا باشم
تو شادی و توی غما میخوام کنار تو باشم
میخوام بگم دوست دارم بگم تو قلب من تویی
اگه که درمون ندارم بدون که درد من تویی
میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد
شب که بهت فکر میکنم من دیگه خوابم نمیاد
میخوام بگم دوست دارم میخوام که اینو بدونی
اگه نمیتونم بگم اینو تو شعرام بخونی